تبلیغات
تا ابد عاشق و طرفدار موسوی می مانم
بسیجی حیا کن مفت خوری رو رها کن - دکتاتور این حرف آخره جنبش سبز ایران آماده ی قیامه

13 فرق امروز و دیروز

یکشنبه 29 شهریور 1388 03:07 ق.ظ

نویسنده : سبزک زاده
13 فرق امروز و دیروز

1-قبلاً همه چی رو برگزار میکردند ،الان به جز دادگاه بقیه چیز ها رو برگزار نمی کنند!

2-قبلاًمردم رژیم میگرفتند و لاغر می شدند ، الان رژیم میگیره و مردم لاغر میشن!

3-قبلاً دستگیر میکردند که مردم نترسند ، الان دستگیر می کنند که مردم بترسند!

4-قبلاً توی تلویزیون اخبار میگفتند که مردم با خبر بشند ،الان توی تلویزیون اخبار میگن که مردم بی خبر بمونن!

5-قبلاً دانشگاه میرفتند که درس بخونند ،الان درس میخونند که برن دانشگاه!

6-قبلاً سند و مدرک نشون میدادند که حقیقت رو اثبات کنند ، الان سند و مدرک نشون میدن که حقیقت رو انکار کنند!

7-قبلاً بحران به وجود می اومد و برای حل کردنش تشکیل جلسه می دادند ،الان جلسه تشکیل میدن و بعدش بحران به وجود میاد!

8-قبلاً کار میکردند تا پول در بیارند ، الان پول میدند تا کار پیدا کنند!

9-قبلاً همه کارا به دست ملت انجام میشد ، الان همه کارا به نام ملت انجام میشه!

10-قبلاً می مردیم خاکمون میکردن ، الان می میریم مخفیمون میکنند!

11-قبلاً همه کار ها رو به خاطر خدا می کردیم ، الان انتظار داریم خدا همه کاری رو به خاطر ما بکنه!

12-قبلاً هر کی دروغ می گفت رسوا میشد ، الان هر کی راست بگه رسوا می شه!

13-قبلاً فقط سیزده نحس بود ، الان کلاً همه چی نحسه!

منبع:http://narimangoon2.blogfa.com/


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

توضیحاتی در مورد تکذیبیه اخیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:58 ق.ظ

نویسنده : سبزک زاده

شرح جزئیات تازه‌ای از بازداشت عاطفه امام و فشارهای وارده بر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

توضیحاتی در مورد تکذیبیه اخیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

دقایقی پیش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با انتشار نامه‌ای، ماجرای ربوده شدن دختر جواد امام، عضو تازه آزاد شده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رسما تکذیب کرد و از ریاست قوه قضائیه خواست، از پیگیری ماجرای ربوده شدن و رفتارهای زننده با دختر این عضو شورای مرکزی خود، صرف نظر کند. موج سبز آزادی، ساعاتی پیش در گزارشی که جزئیات موثق آن به دست سایت نوروز رسیده بود، خبر داد که ماجرای پشت پرده تکذیب‌های تلویزیونی جواد امام در برنامه بیست و سی چه بوده است و تحت چه فشارهایی بر این خانواده این تکذیب‌ها صورت گرفته است. انتشار نامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و تکذیب این ماجرا نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در واقع این نامه پیرو فشارهای اخیر بر خانواده امام و حزب متبوعش صورت گرفته است. اما علیرغم فشارهای پی در پی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به انتشار این نامه واین عضو ارشد این سازمان را به اعتراف علیه بلاهایی که بر سر دخترش آمده است وادار ساخت، موج سبز آزادی لازم می‌داند نکاتی که تاکنون به دلیل حفظ حرمت مومنان از آن‌ها سر باز زده بود را در اینجا بیان کند تا معلوم شود چرا نه فقط جواد امام، که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم برای برداشته شدن فشار از عضو خود مجبور به انتشار این نامه شده‏اند.


عاطفه
امام، دختر ۱۸ ساله جواد امام که چند روز پیش بعد از ربوده شدن در خیابان
توسط عده‌ای کودتاگر خودسر و بعد از بیست و چهار ساعت در بهشت زهرا رها
شده بود، توسط یکی از بازداشت شدگان چند روز اخیر و در حالی که لباس‌هایش
پاره شده بود، پیدا شد. علت اصلی رها ساختن وی هم فشارهای شدیدی بود که از
طیف مذهبی جریان محافظه‌کار وارد شد و جریان به قول خودشان لو رفت!


یکی از مسائلی که در آن بازداشت مخوف از عاطفه امام خواسته شده بود تا
بدان اعتراف کند، داشتن ارتباط نامشروع با برخی از بازداشت شدگان و نیز
فرزندان سران احزاب اصلاح‌طلب بود. در احضارهایی که بعد از رهایی عاطفه
امام صورت گرفت نه تنها از او و پدر و مادرش خواسته شد که جریان ربوده شدن
خودش توسط نیروهای خودسر فعال در دخمه‌های تاریک تهران را تکذیب کند، بلکه
برای او شرط گذاشته شد که باید بگوید این جریان توسط عده‌ای از فرزندان
سران احزاب اصلاح‌طلب و همچنین برخی فعالان ستاد میرحسین موسوی صورت گرفته
است.

از
طرف دیگر یک عضو ارشد یکی از اعضای اصلاح‌طلب به موج سبز آزادی خبر داده
است که بسیاری از بازداشت‌های سه روز اخیر در تهران نیز برای تکمیل کردن
همین پروژه کثیف صورت گرفته است. کودتاگران وارد تاریک‌ترین مرحله دروغ و
پرده‌دری شده‌اند. دختری نوجوان را ربوده اند، حجاب از سرش کشیده‌اند و آب
و غذا را از او منع کرده‌اند، بعد هم او را با لباس‌های دریده به گفته
شاهدان عینی در بهشت زهرا رهایش کرده‌اند. بعد اولین کسی که او را در بهشت
زهرا به آن حالت پیدا کرده را بازداشت کرده‌اند. پیرو آن خانواده‌ و حزب
متبوع پدرش را تحت فشار گذاشته‌اند که کل ماجرا را تکذیب کنند و آن را به
عدم تعادل روانی دخترشان ربط دهند. در آخرین مرحله هم برای اثبات دروغ‌ها
و لاپوشانی‌ آن‌ها، جوانان احزاب را گرفته‌اند که لابد تحت فشار اعتراف
کنند این سناریو را آن‌ها چیده‌اند و بعد هم در یک پرده دیگر از اخبار
منحوس و سراسر کذب بیست و سی این جوانان را مجبور به اعتراف به این
سناریوی کثیف کنند و بار را از دوش خودشان بردارند.

در
عجبیم که آیا بی‌شرمی و دروغ برای این نامومنان که از دین و اخلاق بویی
نبرده‌اند حد و مرزی هم دارد؟ چرا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که اعضای
آن از صدیق ترین یاران انقلابند برای برداشتن بار از دوش خانواده عضو حزب
خود باید وادار انتشار چنین نامه‌ای شوند؟ سوال دیگری که ذهن هر عاقلی را
به خود مشغول می‌کند این است که اگر این نامه تحت فشار منتشر نشده چرا در
سایت رسمی سازمان مجاهدین به عنوان تریبون اصلی این حزب نیامده است و باید
خبر را از طریق سایت‌های دیگر دریافت کنیم؟

باید
به مجریان کودتا که از بی‌شرمانه‌ترین رفتارها در این سه ماه برای تثبیت
جایگاه غصبی خود در قدرت استفاده کرده‌اند هشدار داد که دست از این فشارها
و دروغ‌پردازی‌ها بردارند و احیانا اگر ذره‏ای شرف برایشان باقی مانده است
جوانان شریف و پاک احزاب اصلاح‌طلب را در اسرع وقت آزاد کنند.


در همین رابطه: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موارد ذکر شده در نامه خود به آیت الله لاریجانی در خصوص عاطفه امام را منتفی اعلام کرد.

2:

گفتگوی روزانه محسن سازگارا شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸



فایل صوتی کم حجم برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090919_Audio_wma.zip

فایل صوتی ام پی تری برای دانلود:
MP3 32kbps
Mohsen_Sazegara_20090919_Audio32_mp3.zip

فایل تصویری کم حجم 3gp برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090919_Video_3gp.zip




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دستپاچگی کودتاگران در اعتراف به قتل شهید محمدجواد پرنداخ

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:57 ق.ظ

نویسنده : سبزک زاده

ایرنا از ترس لو رفتن حقیقت خودکشی کرد!

دستپاچگی کودتاگران در اعتراف به قتل شهید محمدجواد پرنداخ

خبرگزاری ایرنا بالاخره اعتراف کرد که کشته شدن محمدجواد پرنداخ بر اثر فشارهای وارده بر وی در زندان حقیقت دارد.


این ارگان خبری وابسته به دولت کودتا، خبر کشته شدن این شهید مظلوم را تحت عنوان یکی از افرادی که در جریان اعتراضات اخیر دستگیر شده و سپس خودکشی کرده بود منتشر کرد. این در حالی‌ست که جسد این جوان چندی پیش با این شرط به خانواده‌اش تحویل داده شد که از آنان خواسته بودند علت مرگ فرزندشان را سانحه رانندگی عنوان کنند. اما اکنون با دستپاچگی تمام و اعلام خودکشی این جوان و زدن انگ اغتشاشگر به وی، دست شکنجه‌گران و قاتلان این شهید به وسیله تریبون خبرگزاری خودشان رو شد! 
ایرنا با سانسور اخبار مربوط به شکنجه‌ها و فشارهای وارده بر این شهید مظلوم در دوران بازداشت، او را که چندی پیش فیلمی مربوط به لحظاتی پس از خودکشی‌اش در زیر یکی از پلهای عابرپیاده اصفهان در اینترنت منتشر شده بود، یکی از عوامل اصلی اغتشاش‏ها در اصفهان معرفی کرده است.


ایرنا نوشت: «یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به نام «محمدجواد-پ» اهل گیلانغرب کرمانشاه و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پتروشیمی با پرت کردن خود از پل عابر پیاده واقع دربلوار کشاورز اصفهان اقدام به خودکشی کرد. گفته می شود وی یکی از عوامل اصلی درگیری ها و ناآرامی های خردادماه گذشته دانشگاه صنعتی اصفهان بوده است. شاهدان عینی اعلام کرده اند که نامبرده که به اتفاق پدرش در منزل یکی از بستگانشان در شهر اصفهان مهمان بوده اند، پس از درگیری و مشاجره با پدرش، در حالتی جنون آمیز به بالای پل عابر پیاده رفته و اقدام به خودکشی می کند.»


خبر ایرنا در حالی منتشر شده که پیشتر وب‎سایت جرس در مورد این فرد نوشته بود: محمدجواد پرنداخ دانشجوی شهیدی که پیکر او روز پنج شنبه در گیلانغرب به خاک سپرده شد، پس از چندبار احضار و بازجویی در آخرین احضار به اداره کل اطلاعات اصفهان ناپدید و جسدش بی جانش به خانواده اش تحویل داده شده است.


ظاهرا پزشکی قانونی علت کشته شدن این دانشجو را«برخورد جسم سخت به جمجمه» اعلام کرده بود ولی نهادهای امنیتی ضمن فشار برخانواده این دانشجوی کرد به آن ها گفته بودند که باید علت کشته شدن فرزندشان را«سانحه رانندگی» عنوان کنند.
به دنبال انتشار خبر تشیع پیکر  محمد جواد پرنداخ در زادگاهش گیلانغرب، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان جزئیات بیشتری از نحوه کشته شدن این شهید جنبش سبز را اعلام کرده بود.


بر طبق این گزارش محمد جواد پرنداخ متولد 1365 در شهر گیلان غرب استان كرمانشاه و دانشجوی مهندسی پتروشیمی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از شركت در تجمعات دانشجویان دانشگاه اصفهان در اعتراض به تقلب گسترده در  انتخابات  به منزل خود در گیلان غرب باز می‌‌گردد اما پس از چند روز از طرف اداره اطلاعات این شهر احضار و به تأمین وثیقه‌ 30 میلیون تومانی تا زمان بازگشت به اصفهان و مراجعه به اداره اطلاعات این شهر مكلف می شود.


محمد جواد پرنداخ در وقت تعیین شده از سوی اداره اطلاعات  به همراه یكی از اعضای خانواده خود به اصفهان رفته و طی دو روز متوالی در اداره اطلاعات اصفهان حاضر و مورد بازجویی قرار می‌گیرد.


او  پس از دو روز بازجویی در اداره اطلاعات اصفهان، صبح روز سوم نیز بنابر احضار اداره اطلاعات  برای تداوم بازجویی ها و اعزام به دادگاه،برای حضور مجدد در اداره اطلاعات اصفهان منزل را ترك کرد اما  حوالی ظهر همان روز جسد محمدجواد پرنداخ در زیر یكی ‌از پل‌های شهر اصفهان یافته شد.


همچنین خانواده محمد جواد پرنداخ خانواده گفته اند که كشته شدن محمد جواد پرنداخ، با توجه به عدم معرفی قاتل و مشكوك بودن نحوه قتل برای آن ها مشکوک و مبهم است، و کشته شدن این دانشجو هم‌ زمان  با احضار مكرر او به نهادهای امنیتی برابهام ها افزوده است.


گفته می ‏شود که این دانشجو در زمان بازداشت مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته ومتعاقب آن به خاطر مسائل روحی دست به خودکشی زده است. این خبرها هنوز تایید و یا رد نشده‏اند.


اقدام شتابزده ایرنا برای معرفی پرنداخ به عنوان یکی از عوامل اصلی اغتشاشات در اصفهان و سپس خودکشی بی‏ربط و مشکوک او چنین گمان‏های را تقویت کرد که شبکه مافیایی امنیتی سعی در حذف شاهدان چنین شکنجه‏ها و تجاوزاتی در زندان‏های جمهوری اسلامی هستند.

2:

پشت پرده مصاحبه جواد امام با بیست و سی چه گذشت؟

جزئیاتی تازه از فشارهای وارده بر خانواده جواد امام برای انکار ربوده شدن فرزندشان

هفته پیش سایت نوروز گزارشی کامل از نحوه ربودن و برخوردهای شنیع با دختر ۱۸ ساله عضو زندانی سازمان مجاهدین، منتشر کرد. پس از آن خبر بود که ماجرای ربودن عاطفه امام، جنجال خبری گسترده‌ای در چند روز اخیر به راه انداخت و بدنه‌ مذهبی جریان محافظه کار هم واکنشهایی را نسبت به این مسئله از خود نشان داد. در پی این فشارها ستاد کودتا برای سرپوش گذاشتن بر این اقدام وحشیانه دست به اعمالی به مراتب بدتر و غیراخلاقی تر و دور از انسانیت زد. در همین اثنا، سایت نوروز که مورد حمله شدید قرار گرفته بود از کار افتاد و از شرح ادامه این ماجرا باز ماند تا اینکه جمعه شب جواد امام عضو تازه آزاد شده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با حضور در برنامه بیست و سی اعلام کرد ماجرای ربودن و بلاهای رفته بر دخترش ساخته و پرداخته ذهن دخترش بوده و در عمل چنین اتفاقی نیافته است، البته پیش از این نیز به فاصله یک روز همسر جواد امام هم طی نامه‌ای، اظهاراتی مشابه همین مسائل را در مورد دخترش مطرح کرد. از آنجا که سایت نوروز همچنان تحت حمله است و امکان افشای ادامه پروژه منحوس کودتاگران در ربودن یک دختر ۱۸ ساله و تحت فشار قرار دادن خانواده وی برای انکار ماجرا را ندارد، موج سبز آزادی، گزارش تهیه شده توسط نوروز را در ادامه می‌آورد تا بر همگان روشن شود، عمله دولت کودتا چگونه و تحت چه شرایطی خانواده امام را وادار به انکار ربودن دخترشان کردند:



نوروز: بگذارید با هم مرور کنیم اصل ماجرا چه بوده است؟ چگونه یک خانواده حاضر شده است در  خصوص فرزند خود اینگونه بی‌رحمانه از کلماتی چون مشکلات روحی و ... استفاده کند؟ چگونه عضو ارشد یک حزب اصلاح‌طلب که در زندان کلمه‌ای بر علیه عقایدش بر زبان نرانده بود و اعتراف نکرده بود حاضر شده است در مقابل دوربین‌های کثیف‌ترین برنامه تلویزیونی دولت کودتا بنشیند و مصاحبه کند؟ چگونه است که تنها شاهدی که عاطفه امام را با مانتو پاره و مقنعه تکه شده در بهشت زهرا یافته 24 ساعت پیش از  انتشار نامه همسر جواد امام  بازداشت می‌‌شود تا هیچ کسی را ندای تکذیب نباشد؟ و چگونه می‌توان همه آن مشاهدات و مستندات مربوط به  ربودن عاطفه امام را انکار کرد و ماجرا را منکر شد؟

و اما ماجرای آن نامه و این مصاحبه چیست و چرا و چگونه این اتفاق افتاده است؟

یک هفته مانده به آزادی جواد امام از زندان ماموران امنیتی فشار بیش از حدی را به خانواده و همسر جواد امام  برای تکذیب جریان ربودن عاطفه امام  وارد می‌کنند که خانواده امام برای مدتی مخفی می‌شوند و از دسترس خارج می‌گردند اما در نهایت ماموران امنیتی موفق می‌شوند عاطفه امام و مادرش را مجبور کنند که برای چند جلسه به اداره اماکن تهران ببرند.

از فحوای اتفاقات رخ داده در اداره اماکن اطلاعات دقیقی در دست نیست اما براساس اطلاعات موثق در این احضارهای غیررسمی همسر جواد امام و عاطفه امام با جواد امام رو در رو می‌شوند و در آنجا به آنان گفته می‌شود که شرط آزادی جواد امام اعلام دروغ بودن کل ماجرای ربودن عاطفه و ساختگی بودن این مسئله است.

در نهایت با فشارهای وارد شده و تهدید به دستگیری خانواده و بستگان امام آنان زیر بار می‌روند که پس از آزادی جواد امام به صورتی‌که مشخص نباشد تحت فشار هستند اقدام به تکذیب کل این ماجرا کنند و دختر خود را متهم به خیال‌پردازی و غیره نمایند.

نکته جالب اینجاست که در این مسئله تنها شاهدی که عاطفه امام را در بهشت زهرا و در کنار قبرهای خالی یافته و او را به کلانتری مستقر در مرقد حضرت امام (ره) برده و صورتجلسه را در آنجا پر می نماید دقیقا 24 ساعت پیش از انتشار نامه همسر جواد امام و برای اینکه کسی نباشد که کلیت این ماجرا و سناریو را برملا نماید بازداشت می شود تا کودتا‌گران و ربایندگان سرپوشی بر پروژه کثیف شان بگذارند.

اما در این میان نکته ای که به وضوح روشن شده است نقش بسیار روشن و شفاف اداره اماکن نیروی انتظامی در ربودن یک دختر 18 ساله و شکنجه کردن او و هتک حرمت و چادر از سر کشیدن و بی حجاب کردن او موقع بازجویی است. امروز سعی دارند با انواع ترفندها و حقه های کثیف و غیراخلاقی صورت مسئله را پاک نمایند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

صدایش می‏خندید: برای پدر و مادرهایی که این روزها غمگینند/ یادداشت وارده

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:55 ق.ظ

نویسنده : سبزک زاده

صدایش می‏خندید: برای پدر و مادرهایی که این روزها غمگینند/ یادداشت وارده

حنا حکیمی

این چند ماه اخیر صدایش همیشه خسته بود. معهذا با همه وجودش تلاش می‏کرد تا افسردگی‏ها و ناامیدی‏هایش در صدایش منعکس نشود. مدام پای تلفن تکرار می‏‌کرد: «درست می‏شود. باور کن! درست می‏شود. ممکن است کمی طول بکشد ولی ما سر حرفمان هستیم! همانطور که انقلاب کردیم، حالا هم نمی‏گذاریم مملکت ویرانه شود. ناامید نشوید، اوضاع آنقدرها هم بد نیست.»



ولی این روزها پشت این تلاش‏ها و دست و پا زدن‏ها ترسی بود و یک دنیا خستگی و ناامیدی. پای تلفن ولی کلماتش را به دقت انتخاب می‏کرد و سعی می‏کرد از هر  شاید ترسش از این بود که فرزندش که من باشم دیگر فکر برگشت به ایران را به کلی ببوسم و بگذارم کنار.
دیگر دستم آمده بود که وقتی اینطور حرف می‏زند اوضاع 60 یا 70 درصدی وخیمتر از این حرفهاست. این وسط‏ها یکبار ولی هم از دهانش در رفت و گفت :«اینها ما را به خاک سیاه نشانده‏اند. چقدر این سال‏ها از جمهوری اسلامی دفاع کردیم. گفتیم اشتباه شده اگر حقی پایمال شده، اگر خونی ریخته شده. آرمانهای انقلاب چیز دیگری بود و ما همه کار می کنیم تا این آرمانها محقق شوند.»
حدود 60 سال از عمرش می‏گذرد و بیشتر سال‏های عمرش را در ناآرامی و شلوغی‏ها و التهاب‏های مربوط به ایران گذرانده.


در سال‏های دانشجوییش در آمریکا بر ضد شاه تظاهرات می‏کرده و یکبار وقتی مرا حامله بوده در در همین تظاهرات‏ها سنگی به سویش پرتاب شده. می‏گوید این اضطرا‏ب‏ها و بی‏قراری‏هایی که من در نوجوانی و بزرگسالم داشته‏ام هم به همان دوران بر می‏گردد و او همه ترس‏ها و نگرانی‏ها و خشم‏هایش را به نوزادش منتقل کرده است.


بعد از انقلاب با پدرم به ایران برگشته و تا امروز یک لحظه از این انتخابش پشیمان نبوده، حتی در این روزهای سیاه و پر از ناامیدی.
بعد از بازگشت با پدرم هم «آدم خاصی» نشده و به مقامی نرسیده. از امیتاز خاصی استفاده نکرده و زندگیش و بچه‏هایش و روابطش با همان آدم‏های عادی و معولی بوده و ادامه پیدا کرده است. همیشه در سنگر کوچکی که برای خودش تعریف کرده سعی کرده روی آدم‏های دور و برش تاثیر بگذارد و بی‏تفاوت از کنار ظلم‏ها و بی عدالتی‏های اطرافش نگذرد.


جمعه صبح زود بود و من مثل بسیاری از دوستان دیگرم که مقیم کانادا یا آمریکا هستند پنج شنبه شب را با دلهره گذرانده بودیم و یا نخوابیده بودیم و یا سرتاسر خوابهای آشفته دیده بودیم. خسته شده بودیم از بس این سوالها در سرمان رفته بود و آمده بود: «نکند مردم نیایند؟ نکند به روی همه آتش بکشند؟ نکند چند نفر بیایند و بعد صدا و سیما آنها را به نفع احمدی‏نژاد و رهبری مصادره کند؟»
کمی اینترنت و سایت‏های خبری را چک کردم. در همان ساعات اولیه کلی عکس و فیلم آپلود شده بود. بعضی ها تند تند شعارها را می‏گذاشتند. پست‏های دوستان خارج نشین امیدوار کننده بود. مردم آمده بودند آنهم با روسری‏های سبز، روبانهای سبز و شعارهای سبز.
اینترنت را رها کردم و تلفن را برداشتم و زنگ زدم. از راه‏پیمایی برمی‏گشت و نفس نفس می‏زد. به او گفتم خبرگزاری فرانسه گفته چندهزار نفر آمده بودند. عصبانی شد و گفت بیشتر بودند مادرجان! صدها هزار نفر! صدها هزار نفر! همه آمده بودند.
 در چند جمله‏ای که با هم رد و بدل کردیم، می خواست همه هیجان‏ها، شورها و تعجب‏هایش را از دیدن آن همه مردم سبز به من بگوید. این بار چیزی ساختگی نبود. روز قدس، سبز شده بود و مادرم را همراه با دیگران در ایران سبز کرده بود و این از خنده زنگ دار صدایش پیدا بود.
2:

روش فرعونی / یادداشتی از علی مزروعی

"«روش فرعونی» پاسخی جز زوال و سرنگونی ندارد و اگر درخانه کس هست همین یک حرف بس است."


1- انسان مرکز ثقل آموزه های دینی اسلام است. برپایه آیات قرآن آدمیان سرشتی زمینی و ریشه ای خاکی دارند اما روحی خدایی در آنها دمیده شده و رو به سوی آسمان دارند و از اینرو خداوند هنگام آفرینش این موجود بخود تبریک گفته است . انسان خلیفه و جانشین خدا در زمین و حامل امانت اوست و از اینرو کرامت دارد و بر بر و بحر گردش داده شده و برکثیری از دیگر خلایق برتری داده شده است و قدرت سلطه و نفوذ برآسمانها و زمین را دارد.

البته همه این ویژگی ها ناشی از قدرت تفکر و آگاهی و انتخابگری او بوده و اگر آدمی اشرف مخلوقات است چون معمار خویشتن خویش است و می تواند از پرده غرایزی که همه دیگر موجودات را در خود اسیر کرده بدر آید و راهی را در پیش گیرد که تا بی نهایت ادامه دارد و...و لطف و فیض الهی با ارسال رسولان الهی بر این موجود تعلق گرفته تا با انتخاب خویش راه را از چاه باز شناسد و راه آسمان را در پیش گیرد و طبعا هرنظام اجتماعی و سیاسی که بر پایه آموزه های اسلامی شکل گیرد شاکله و محتوایش باید برپایه ارزش نهادن تام و تمام به انسان و بسترساز حرکت او بسوی رشد و تعالی و کمال بخشیدن به مکارم اخلاقی باشد.

اینکه در قرآن قتل نفس یک انسان همانند قتل همه انسانها و احیای نفس یک انسان از دام مرگ و ضلالت به مثابه زندگی بخشیدن به همه انسانها برشمرده شده است و درسیره نبوی و علوی حفظ احترام و حرمت و آبروی مومن همسنگ خانه خدا و فریضه شرعی و اخلاقی برهر فرد مسلمان و به ویژه نظام اجتماعی و سیاسی حاکم بر آنان است.

2- نزدیک به نیمی از آیه های قرآن اختصاص به بازگویی وقایع تاریخی تا دوران پیامبر اسلام به عنوان یکی از منابع اصلی معرفت بشری دارد و خداوند در این آیات مخاطبان خود را به مطالعه و بررسی و غور و تحلیل در رفتارها و احوالات انسانها و نظام های اجتماعی و سیاسی حاکم بر آنها به وبژه در برخورد با رسولان الهی دعوت می کند . خداوند در قرآن بارها انسانها را به سیر و سفر در زمین و مطالعه احوال پیشینیان و اینکه عاقبت کارشان چه شده باتعابیر مختلف دعوت کرده است چراکه قدرت انتخاب گری انسانها در عرصه عمل فردی و اجتماعی در مقاطع مختلف تاریخی و نهایت کارشان عینیت یافته است.

در بازخوانی و غور در این پویایی و جدال تاریخی است که می توان به جوهره واقعی انسانها و حقایق بسیاری پی برد و با درس آموزی و عبرت از عاقبت کار آدمها و نظام های اجتماعی و سیاسی حاکم بر آنها راه را از چاه باز شناخت و از تکرار وقایع تاریخی نادرست و باطل جلوگیری کرد و راهی را پیمود که به سعادت و رستگاری انسانها و همان هدفی که آفریدگار هستی و رسولان الهی برای انسان ترسیم کرده اند ختم شود . جای بحث مبسوط این موضوع در حوصله این مقال نیست اما به قدر تشنگی و با توجه به شرایط کنونی کشورمان ذره از دریای تاریخی قرآن می چشم که امیدوارم برای همه ما به ویژه حاکمان بسیار آموزنده و عبرت انگیز باشد البته به شرطی که گوش و چشم ما بروی آیات الهی باز باشد.

3- بازگویی وقایع تاریخی دوران حاکمیت فرعون بر مصر و قیام حضرت موسی به عنوان رسول الهی برای رهایی بخشی قوم بنی اسرائیل از سلطه طاغوتی و ظالمانه او بخش زیاد و مهمی از آیات تاریخی قرآن را در بر می گیرد اما در این مقال فقط به چند آیه از این آیات قرآنی اشاره می کنم . خداوند می فرماید:" آیا مردم در زمین به سیر و سفر نمی روند تا عاقبت حال پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیاراز اینان قوی تر و آثار وجودیشان درروی زمین بیشتربودند سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و از قهرو انتقام خدا هیچکس نگهدارشان نبود.

این هلاکت پیشینیان بدین سبب بود که پیمبرانشان با آیات و ادله روشن به سوی آنها آمدند و آنان کافر شدند ، خدا هم آنان را به عقوبت گرفت که خدا بسیار مقتدر و سخت کیفر است . و ما موسی را با آیات و معجزات و حجت آشکار فرستادیم به سوی فرعون و هامان و قارون . آنها موسی را تکذیب کردند و گفتند او ساحر بسیار دروغگویی است. و آنگاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت آمد(فرعون و قومش) به مردم گفتند بروید پسران آنان که به موسی آیمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده گذارید(تا ضعیف و نابود شوند و ما بالعکس آنها را قوی کردیم) آری مکر و تدبیرکافران جز درضلالت و خسرانشان به کار نیاید.

فرعون گفت بگذارید تا من موسی را به قتل رسانم. واو خدای خود را بیاری طلبد. می ترسم که اگر وی را زنده گذاریم دین و آیین شما را تغییر دهد و در زمین فتنه و فسادی برانگیزد ."(آیات 21 الی 26 سوره غافر) براحتی از آین آیات فهمیده می شود که فرعون باچه حربه و بهانه تبلیغاتی به مقابله با قیام رهایی بخش موسی برآمده بود : اینکه او ساحراست و می خواهد دین شما را تغییردهدو انقلاب یا کودتای مخملی کندو... ( ظاهرا در آن روزگار برچسب وابستگی به اجانب معناوکاربرد نداشت!) و در عین حال شدیدترین شیوه های عملیاتی را برای جلوگیری از پیوستن مردم به موسی و تنبیه افرادی که به قیام رهایی بخش می پیوستند در پیش گرفت که کشتن پسران سرمایه اصلی قیام یکی از آنها بود.

خداوند در آیه 4 سوره قصص اینگونه « روش فرعون» را در مقابله با قیام موسی باز می کند:"همانا فرعون در زمین مصر ، تکبر و برتری ورزید و میان اهل آن سرزمین تفرقه و اختلاف افکند و طایفه ای (بنی اسرائیل) را سخت ضعیف و ذلیل کرد،پسرانشان را می کشت و زنانشان رازنده می گذاشت ، و همانا فرعون مردی بسیارمفسد و بداندیش بود." و در همین مایه درآیه 54 سوره زخرف آمده :" قومش را خوار و خفیف و ذلیل و زبون داشت تا همه مطیع و فرمانبرش شوند و آنها که این وضعیت را پذیرفتند مردمی فاسق و نابکار بودند."

بنابراین خداوند هرگونه برتری طلبی و استکبار ورزیدن حاکمان ، تفرقه اندازی میان ملت و تقسیم شهروندان به خودی و غیرخودی ، تمسک به کشتن و زندان و شکنجه و سرکوب و...و در نهایت تحقیر و خوار و ذلیل کردن افرادی راکه خواهان رهایی از استکبار حاکمان و نظام استبدادی هستند « روش فرعونی» بر می شمارد و اینکه در نظامی که برپایه آموزه های الهی سامان و سازمان می یابد اثری از اینها نباید باشد و...

4- آنچه در این مقال می خواهم رویش متمرکز شوم اینکه در نظام موجود جمهوری اسلامی ایران که به عنوان نظامی اجتماعی و سیاسی دینی شناخته می شود چقدر در عرصه عمل اجتماعی و سیاست گذاری ها و اجرائیات برپایه آموزه های دینی یا « روش فرعونی » به منظور صرف حکومتداری و به تعبیری که بسیار رایج است و برآن تاکید فراوان می شود حفظ نظام است؟

سوگمندانه باید که برخی سیاست ها و رفتارهای عملی حاکمیت به ویژه در حوادث و وقایع پس از انتخابات اخیر شباهت عجیبی به «روش فرعونی» برای حکومت کردن از سوی حاکمان پیدا کرده است که از شرح تطبیقی آن با آنچه در آیات الهی آمده است می گذرم اما از این نمی توانم بگذرم که رفتاری که با نیروهای سیاسی و مردم متعرض به نتیحه انتخابات و به ویژه آنانی که فقط به جرم پایبندی به آموزه های رهایی بخش دینی وآرمانهای انقلاب اسلامی و امام بازداشت و زندانی و با وضعی زننده به دادگاههای نمایشی آورده شدند، شد با «روش فرعونی» در اداره حکومت انطباقی کامل داشت.

اینکه جریان و باندی فکر می کنند که با تحقیرو خوار و ذلیل و مرعوب کردن سیاسیون و آزادیخواهان و مردم می توانند راه بقای حکومت خود را ذیل حفظ نظام هموار نمایند برپایه آیات الهی در مورد عاقبت کار حاکمیت فرعون خطا و اشتباه می کنند و امیدوارم آنانی که انگیزه هایی غیر از این دارند دامن خود را از آلوده شدن به این روش برکشند. انقلاب اسلامی انقلابی علیه تحقیر شهروندان ایرانی بود و امام خمینی با وعده بازگرداندن عزت و کرامت و بزرگی و آبرو و احترام و خلاصه همه آن ارزش هایی که در آموزه های دینی برای انسان وعده داده شده به میدان مبارزه با رژیم فرعونی پهلوی برآمد.

مردم نیز با او همراه شدند تا به این وعده ها دست یابند و قطعا هرگونه سیاست و عملی که اقتدارگرایان حاکم بخواهندبا آن تحقیر و ترعیب و تسلیم و فرمانبری مردم را نتیجه گیرند زود یا دیر شکست خواهد خورد. در اندیشه دینی و نظام اسلامی هیچکس را نمی توان خش و خاشاک نامید یا به سلول انفرادی کشاند و با لیاس زندان و دمپایی بع دادگاه آورد و...و تحقیرکرد تا تسلیم و فرمانبردار شود و...وانجام اینگونه اعمال ذیل هرعنوان و توجیهی باشد جز«روش فرعونی» و محکوم به شکست و زوال نیست .

5- با همه آنچه آمد باید متفطن براین نکته و ظریفه بود که شبیه سازی تاریخی به هرگونه و شکل باطل است وبا مطالعه و بررسی و غور و تحلیل تاریخ فقط می توان قواعد و سنت ها و روندهای حاکم بر جامعه و تاریخ را کشف کرد و از روش ها و رویه ها عبرت گرفت و از تکرار آنها پرهیز کرد وگرنه مسائل و مشکلات و رفتارها و تحولات هر جامعه را باید در ظرف زمان و مکان خودش باز شناخت . از این منظر شبیه سازی مسائل امروز جامعه ما با دوران های گذشته مثل دوران حکومت امام علی و حتی دهه اول انقلاب نادرست و رهزن اندیشه در شناخت درست و واقعی مسائل و مشکلات و راه حل عبور از آن‏هاست.

به باور من نه جنس حکومت و حکومتگران امروز ما به تمامه از جنس حکومت امام علی و امام خمینی است و نه جنس معترضان و مخالفان به عملکردهای کنونی از جنس معترضان و مخالفان امام علی ازگونه قاسطین(معاویه و یارانش)، مارقین(خوارج) و ناکثین یا امام خمینی(گروه‏های مسلح وبرانداز و خشونت‏طلب) هستند بنابراین همه وبه ویژه حاکمان ما باید از افتادن در دام چنین شبیه سازی هایی پرهیز کنند و با استفاده از همه تجربیات تاریخی و بطور خاص آیات تاریخی قرآن و سیره نبوی و علوی در پی پیمودن راهی برآیند که مرکز ثقل آن ارزش نهادن به انسانها و رهایی بخشی آنها باشد و اگر انسان جایگاه الهی خود را در ذهن و اندیشه حاکمان ما بازیابد آنگاه شاهد سیاست هایی دیگر و منطبق با آموزه های اسلامی خواهیم بود که قطعا ناقض با بسیاری از سیاست های جاری خواهد بود.

بیش از این تطویل نمی دهم که «روش فرعونی» پاسخی جز زوال و سرنگونی ندارد و اگر درخانه کس هست همین یک حرف بس است.

 

برگرفته از: پایگاه اینترنتی متولد ماه مهر




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

لینک

یکشنبه 29 شهریور 1388 12:47 ق.ظ

نویسنده : سبزک زاده
از دوستان وبلاگ نویس تقاضای تبادل لینک داریم ما را با نام تا ابد طرفدار و عاشق موسوی لینک کنید و به ما خبر دهید تا شما را لینک کنیم


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

احمد حسینی،مسئول شاخه گیلان مجاهدین انقلاب اسلامی بازداشت شد

شنبه 28 شهریور 1388 11:50 ب.ظ

نویسنده : سبزک زاده
احمد حسینی،مسئول شاخه گیلان مجاهدین انقلاب اسلامی بازداشت شد

شبکه جنبش راه سبز(جرس): سید احمد حسینی، مسئول شاخه گیلان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، از عصر روز پنجشنبه 26 شهریور در رشت بازداشت شده است.

سازمان مجاهدین انقلان اسلامی با اعلام خبر بازداشت مسئول شاخه گیلان این سازمان خبر داد سید احمدحسینی، كه معاون سیاسی- امنیتی استانداری گیلان در دوره اصلاحات بوده و همچنین ریاست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات آن استان را برعهده دارد،از وزین ترین و معتبرترین شخصیت های سیاسی استان گیلان است كه دستگیری وی، موجی از تعجب و انتقاد را حتی در بین شخصیت های غیر اصلاح طلب استان گیلان به دنبال داشته است.

2:

علیخانی: حمله به خاتمی وجه نظام را در عرصه جهانی مخدوش می کند

شبکه جنبش راه سبز (جرس): قدرت الله علیخانی عضو فراکسیون خط امام مجلس ضمن محکوم کردن حمله گروهک فشار به سید محمد خاتمی در جریان تظاهرات روز قدس گفت«برخورد با خاتمی هیچ آسیبی به شخصیت این چهره جهانی وارد نمی‌کند و تنها وجهه نظام را در عرصه جهانی مخدوش خواهد کرد.»


این عضو فراکسیون اقلیت مجلس افزود« انتشار خبر حمله به خاتمی، انعکاس زشتی در محافل خبری جهان داشت و برای اجرا کنندگان نقشه شوم برخورد با رییس جمهور سابق کشورمان هزینه‌بر خواهد بود.»


قدرت الله علیخانی به پارلمان نیوز گفت« حمله به خاتمی در روز قدس برای پاسداشت آیینی که از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی نامگذاری شده بود صورت گرفت، بنابراین برخوردی که با رییس جمهور سابق کشورمان صورت گرفته است به نوعی مخالفت با آرمان‌های نظام تلقی می‌شود.»


نماینده مردم قزوین و بویین زهرا در مجلس شورای اسلامی همچنین تاکید کرد که «حمایت از رفتارهای سرکوبگرایانه و زشت با مردم، چهره متحجرانه‌ای از نظام نزد افکار عمومی جهان ترسیم کرده است و تنها آب را به آسیاب دشمنان ایران ریخته است.»


این نماینده اصلاح طلب همچنین با اشاره به فیلتر شدن دوباره وبسایت پارلمان نیوز ،ارگان رسمی فراکسیون خط امام مجلس اظهار داشت«اقدام دولت و اصولگرایان حامی احمدی نژاد در برخورد با سایت پارلمان‌نیوز نشان داد که آستانه تحمل آقایان علاوه بر بخش‌های اجرایی کشور در فضای اطلاع ‌سانی و خبری نیز بسیار کم است و حتی از برخورد با اقلیتی که همیشه مدافع آرمان‌های انقلاب و نظام بوده‌اند نیز واهمه‌ای ندارند.»


وی افزود«سایت پارلمان‌نیوز علاوه بر اخبار فراکسیون اقلیت مجلس، خبرهای فراکسیون اکثریت و جناح حاکم را نیزپوشش می داد که توقیف مجدد آن در شفافیت فضای اطلاع رسانی کشور ایجاد خلل خواهد کرد.»


علیخانی با نکوهش برخورد با این پایگاه خبری اظهار داشت«اقدامات بازدارنده همیشه نتیجه عکس داشته است و مطمئنا پس از این برخورد میزان بازدیدکنندگان از سایت پارلمان‌نیوز نیز دو چندان خواهد شد.»
 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دیکتاتور! پایت را از روی گلویم بردار!

شنبه 28 شهریور 1388 11:49 ب.ظ

نویسنده : سبزک زاده

دیکتاتور! پایت را از روی گلویم بردار!

روایتی از قائم‏شهر


گویا آخرین راهکاری هم که قرار بود به کار بگیریم میسر نشد، قرار شد اگر جو سرکوب طوری بود که نتوانستیم کاری کنیم فقط انگشتهامون رو V کنیم و در سکوت کامل راه بریم. اما گویا خفقان و سرکوب به حدی بوده که حتی این امکان رو هم از ما دریغ کردند و ما به راهکار آخر روی آوردیم: ایستادن پای دیوارها و حاشیه پیاده‌رو و نظاره کردن آزادی مطلق همه مردان! رئیس جمهور!؟

این که چگونه آزادی را مطلقاً از آن خودشان کرده‌اند. دیروز فهمیدیم که آزادی مطلقی که احمدی نژاد از آن حرف می‌زند چیست. یعنی این که حتی از این که در دلمان هم فکری کنیم بیم داشته باشیم، از این همه چشمی که به دهان و حتی مغزمان دوخته شده است، از این همه نگاه‌های مشکوکی که در کمین کلمه‌ای که می‌خواهد از دهانمان خارج می‌شود نشسته‌اند تا آن را در همان گلو خفه کنند بیم داشته باشیم.

دیروز ما آزادی مطلق را در نگاه‌های سبزی که حتی از نگاه کردن به هم هراس داشتند دیدیم. ما به انکار یکدیگر و حتی خودمان برخاستیم. ما در پای دیوارها پناه گرفتیم و فریادهایمان را در گلویمان نگه داشتیم و به خانه‌هامان بازگرداندیم و آن‌ها را جایی در پستوی خانه‌مان پنهان کردیم. آری! ما از این گونه آزادیم. اما این‌بار یأس آن‌چنان توانا نیست که پا بر سر امید بتوان نهاد. وجدانمان راحت است چرا که برای هدفمان برخاستیم. ما در انعکاس سبزمان در نگاه‌هایشان خشم را دیدیم.

اما هموطن عزیز، به شما افتخار می‌کنیم که بار دیگر دلاورانه و با حضور سبز خود تاریخ را نوشتید. فقط می‌خواهیم بدانید که ما هم با شما هستیم. ما هم دیروز با شما بودیم. در این شهر که گرد خفقان و سرکوب بر در و دیوارهایش پاشیده‌اند، ما هم فریادی در دلمان داشتیم که هیچ‌وقت از گلویمان خارج نشد. می‌خواهیم بدانید که ما به جای خالیمان در کنار شما با حسرت می‌نگریم. فریادهامان هم‌چنان در گلو مانده است، چند روزی است که گلویمان درد می‌کند. نمی‌دانیم این فریادها تا به کی در گلو دوام خواهند آورند. می‌خواهم فریاد بزنم:

دیکتاتور! پایت را از روی گلویم بردار!

 

برگرفته از: وبلاگ جنبش سبز قائم‏شهر

2:

وقتی که ما خواب هستیم، یا در زندان! / یادداشت وارده

آصف نیکنام

مهم‌ترین خبری که روزهای آینده بر خط خبرگزاری‌های جهان خواهد رفت، ماجرای جنجال‌آفرین سفر محمود احمدی‌نژاد به نیویورک خواهد بود. محمود احمدی‌نژاد همیشه جنجال‌آفرین و بحران‌ساز بوده است. او طبیعتاً از بحران و جنجال استقبال می‌کند چون مردِ آرامش، سنجیدگی و خرد نیست.


او فقط در غبار و غوغا می‌تواند کارش را پیش ببرد. سال‌های گذشته و عمده‌ی سفرهای خارجی او همین خصلت برجسته را داشته است: هم در سفر به کنفرانس ضد نژادپرستی که تمام آن همه شرمندگی و خفت را حماسه خواند و هم در سخنرانی دانشگاه کلمبیا که اهانت به یک ملت را به خاطر ماجراجویی‌های نسنجیده‌اش، حماسه‌ای نامید که تنها در قاموس خود و هم‌فکرانش معنای حماسه می‌داد. به این‌ها بیفزایید خودنمایی‌ها و دین‌فروشی‌های متعدد حلقه‌ی آخرالزمانی پیرامون او و خودش هنگامی که در هر تریبون خارجی ادعیه‌ی مخصوص طلب ظهور را تکرار می‌کند. اما امسال، وضع مانند سال‌های گذشته نیست.

امسال، دستور کار تازه‌ای پیش روی اوست و همین است که نطفه‌ی جنجال‌های رسانه‌ای آتی را منعقد می‌کند. برای فهم بهتر مسأله باید به روزهای قبل از انتخابات برگردیم. مهم‌ترین و هشداردهنده‌ترین شاخص و نشانه‌ی وقایع پیش رو را عبدالله رمضان‌زاده درست قبل از دستگیری‌اش بیان کرده بود. حرف اول و آخر این بود که عده‌ای دارند کشور را می‌فروشند. بر سر منافع ملی معامله‌ای هول‌ناک شکل‌ گرفته است و پوشش این معامله‌ی هول‌ناک و خفت‌بار یک چیز بیشتر نیست: برای رسیدن به دولت کریمه و فراهم کردن مقدمه‌ی ظهور حضرت، می‌توان دست به هر کاری زد حتی فروختن یک ملت؛ حتی به باد دادن عزت و کرامت یک دولت. برای تحقق این معامله، ناگزیر باید دلسوزانِ این ملت و استوانه‌های این نظام را از کار انداخت. از این‌جاست که وقتی رمضان‌زاده می‌گوید ما وجه المصالحه قرار گرفته‌ایم و با زندانی بودن ماست که اینها می‌توانند کارشان را پیش ببرند، تازه معنای کودتای رخ داده را بهتر می‌شود فهمید.

علامت بعدی معامله‌ی پیش رو این است که باراک اوباما قبل از انتخابات سال ۸۸ تکلیف‌اش را با نظام جمهوری اسلامی ایران روشن کرده بود. پیام فرستادن او برای رهبر کشور یک معنای صریح و روشن داشت: ما فهمیده‌ایم که قدرت واقعی در ایران در دستان کیست؛ در نتیجه، طرفِ هر معامله، مذاکره و گفت‌وگویی رهبر کشور خواهد بود نه رییس جمهور که مقامی است تشریفاتی. این البته معنای حرکت اوباماست. مهم نیست این تفسیر از حرکت اوباما چقدر با واقعیت منطبق باشد یا محمود احمدی‌نژاد چه اندازه ولایت‌پذیر (بخوانید «حرف‌شنو») باشد.

از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین اخبار روزهای گذشته بسته‌ی پیشنهادی ایران به گروه ۵+۱ بوده است. این بسته‌ی پیشنهادی در حقیقت هیچ نشانی از چیزی را که خواسته‌ی این گروه بود ندارد. قرار بر این بوده است که در این بسته - یا پاسخ - نگرانی‌های جامعه‌ی جهانی نسبت به استفاده‌ی احتمالی ایران از نیروی هسته‌ای برای تولید سلاح اتمی بر طرف شود. بسته‌ی پیشنهادی ایران نه تنها فاقد این پاسخ است بلکه حاوی پیشنهادهایی خارق‌العاده و متبخترانه است از جنس پیشنهاد برای اصلاح ساختار سازمان ملل، مدیریت جهانی، ریشه‌کن کردن فقر و مسایلی از این جنس که چیزی است در حکم زیره به کرمان بردن آن هم از سوی دولتی که خود چهار سال تمام ریشه‌های اقتصادی ایران را نابود کرده و ساختار - به خونِ دل پرورده‌ی - مدیریتی کشور را یکشبه با خاک یکسان کرده است.

پس چرا هنوز دولت‌های اروپایی می‌خواهند به مذاکره با ایران ادامه بدهند؟ وقتی مسایل هسته‌ای بی‌پاسخ مانده‌اند و مضمون بسته‌ی پیشنهادی، آن هم در متنی با انشای ضعیف و آکنده از اغلاط املایی و دستوری انگلیسی، عملاً چیزی است در حد تمسخر و استهزاء مخاطب (و البته نویسنده)، مذاکره چرا باید صورت گیرد؟

طبیعی است که اروپا و آمریکا نگرانی‌هایی نسبت به نقش ایران در منطقه دارد. ایران هم اگر قرار باشد به همین سادگی این نگرانی‌ها را مرتفع کند، دیگر چه وسیله‌ای برای چانه‌زنی و امتیاز گرفتن از غرب دارد؟ دیپلماسی مقتدر؟ ادبیات و زبان صلح‌جو غیر-پرخاشگر چهره‌های سیاسی‌اش؟ آزادی بیان بی‌سابقه در داخل کشور؟ مطبوعات مستقل و سالم؟ جامعه‌ی مدنی قوی و نیروهای نظامی و امنیتی کنترل شده؟ مخاطبان اروپایی و آمریکایی بسته‌ی پیشنهادی به خوبی می‌دانند این توقعات از احمدی‌نژاد چیزی است در حد خیال و رؤیا. پس چرا مذاکره؟

حضور هوگو چاوز در ایران، آن هم بر سر مرقد امام هشتم شیعیان در مشهد و بسته شدن قراردادی که سراپا اجحاف است و حاصلی جز مغبون شدن ملت ندارد (و البته خوشبختانه مجلس هم به آن اعتراض کرده است، اما فقط اعتراض)، همه نشانه‌های این است که معامله‌ای صورت گرفته است. این معامله نمی‌تواند فقط ابعاد داخلی داشته باشد. چشم فروبستن از ابعاد جهانی این معامله برای تحلیل‌گران وضعیت فعلی ایران می‌تواند خطایی بزرگ باشد.

اوباما از اجرا نشدن طرح سپر موشکی آمریکا سخن گفته است. معنای صریح این تصمیم این است که آمریکا و روسیه با هم به توافق رسیده‌اند. روسیه مهم‌ترین حامی پیشبرد انرژی هسته‌ای در ایران بوده است و البته همیشه این حمایت نیم‌بند و کج‌دار و مریز را با تعلل و کارشکنی انجام داده است و قطعاً متخصصان انرژی هسته‌ای ایران می‌دانند که روسیه چقدر در تحویل کارش کارشکنی کرده است. یک گمانه‌زنی از وضعیت فعلی این است که روسیه به آمریکا این اطمینان را داده است که توانایی رسیدن به فناوری‌ هسته‌ای را در اختیار ایران قرار نخواهد داد. بخش دیگرش این است که آیا با این هزینه‌ی کلانی که برای انرژی هسته‌ای شده است، ملت ایران واقعاً به مطلوب تبلیغ شده‌ی دولت احمدی‌نژاد خواهد رسید؟

آیا بهره‌برداری انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز برای تولید برق را خواهیم دید؟ یا این‌ها هم دفع‌الوقتی است برای زمینه‌سازی جهت «دولت کریمه» و فراهم کردن اسباب ظهور؟ توافق آمریکا و روسیه طبعاٌ باید برای محمود احمدی‌نژاد که در جریان انتخابات ۸۸ متهم به همدستی با روسیه برای تغییر نتیجه‌ی انتخابات شده است، توافقی نگران کننده باشد. اما آیا مذاکره‌ی مستقیم با آمریکا در دولت محمود احمدی‌نژاد و با کارگردانی رهبری که پایه‌های مشروعیت و عدالت‌اش سخت آسیب دیده است، میسر خواهد شد؟

فرض را بر این بگذاریم که محمود احمدی‌نژاد به آمریکا می‌رود و با دولت آمریکا مذاکره می‌کند. باز فرض کنیم که نتیجه‌ی این مذاکره بهبود روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا و تسهیل بسیاری از دشواری‌های اقتصادی ایران باشد (فرض محال که محال نیست!). در این صورت چه اتفاقی برای رییس دولت کودتا می‌افتد؟ انجام همه‌ی این‌ها باعث بازگشت مشروعیت او می‌شود؟ پاسخ به وضوح منفی است.

اگر بپذیریم که در ایران کودتایی صورت گرفته است و رأی ملت غارت شده است، حتی اگر فردا ایران گلستان شود و تمام نابسامانی‌ها و ویرانی‌ها درست شود، محمود احمدی‌نژاد باز هم غاصب است. باز هم خائن است و باز هم دروغ‌گوست. غصب، خیانت در امانت و نقض عهد، به تعبیر فقها اسباب سقوط عدالت است. اینها بر اساس همین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، باعث زوال مشروعیت می‌شود و طبعاً رییس دولت غاصب خواهد بود، ولو بتواند با آمریکا مذاکره‌ای بکند که حاصل‌اش امتیاز گرفتن از آمریکا و سود بردن برای ملت ایران باشد. اما واقعیت ماجرا می‌تواند تلخ‌تر از این باشد.

اگر فرض کنیم که قرار باشد اوباما معامله‌ی پشت پرده‌ای با ایران بکند، قطعاً در شرایط فعلی، جمهوری اسلامی، نمی‌تواند از آمریکا هیچ امتیازی بگیرد. گرفتن هر امتیاز ناگزیر مساوی خواهد بود با از دست دادن امتیازهای عظیم و بزرگ دیگر. این یعنی معامله‌ی نابرابر. این وضعیت دشوار اخلاقی، وضعی است که آمریکا و اروپا در برابر آن قرار دارد: معامله کردن با یک نظام کودتاگر، امنیتی و نظامی برای رسیدن به منافع کوتاه مدت خودشان یا بازگشت به یک سیاست شفاف و قاطع در برابر نیرنگ و دروغ. این است انتخاب دشوار اوباما و اروپا.

انتخاب گزینه‌ی اول حاصل‌اش ساده است: معامله‌‌ای دیگر بر سر منافع ملی ایران و بر سر آرمان‌های ملت ایران و نهایت‌اش این خواهد بود که باز پنجاه سال دیگر یکی از مقامات سیاسی آمریکا، مانند خانم آلبرایت،‌ به عذرخواهی از ملت ایران خواهد آمد که ما پنجاه سال پیش یاریگر کودتا بودیم! جمهوری اسلامی ایران، اکنون در ضعیف‌ترین مقطع خود در طول تاریخ‌اش قرار دارد: پایه‌های مشروعیت‌اش سست شده است و اکثریت بزرگ دلسوزان و پایه‌گذاران نظام در انزوای مطلق سیاسی قرار گرفته‌اند. دولت ضعیف، چیزی جز ضعف و ذلت به همراه نخواهد داشت. اقتدار هم با جنجال و غوغا و غبارآفرینی محقق نمی‌شود.

حاشیه‌ی فراموش‌شده‌ی دیگر این سناریو، نقش اسراییل در این معادلات است. سخنان تحریک‌آمیز دوباره‌ی محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی روز قدس، شاید بتواند با تحریک اسراییل توجه رسانه‌ها را از تمرکز بر مسأله‌ی تقلب در انتخابات منصرف کند، اما اسراییل هم‌چنان می‌تواند به ایران صدمه بزند و سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد بهترین زمینه را برای این کار فراهم می‌کند. اگر این فرض درست باشد که اوباما قصد معامله با حاکمیت سیاسی ایران را دارد، هیچ بعید نیست لابی‌های اسراییلی کاری کنند که هم اوباما در این میان با یک رسوایی دیپلماتیک مواجه شود و هم نقشه‌ی - احتمالی - معامله‌ی محمود احمدی‌نژاد - و به عبارت دیگر، «نظام» - صدمه‌ی شدید ببیند. معامله‌ی آسان‌گیرانه‌ی اوباما با محمود احمدی‌نژاد به بهانه‌ی مذاکره می‌تواند بزرگ‌ترین صدمه را به خود دولت آمریکا بزند.

اگر سناریوی تقلب در انتخابات را سناریویی بزرگ‌تر از یک انتخابات صرف ببینیم، بسیاری از حرکات محمود احمدی‌نژاد و حامیان عالی‌رتبه‌اش معنای بیشتری پیدا می‌کند: دولت کودتا با آرزوی حل معضلات بزرگ‌تر دیپلماتیک و با سودای به دست آوردن بهترین امتیازها و در عین حال پیش رفتن در راستای سیاست آخرالزمانی - که البته اسفندیار رحیم مشایی از چهره‌های کلیدی آن است - خود را در وضعیت دشوار و لاینحلی قرار داده است که روز به روز به ضعیف‌تر شدن بیشتر داخلی و خارجی‌اش منجر شده است.

کلید این ضعیف، صدمه‌ی جدی به مشروعیت دولت با حرکت‌های خشونت‌آمیز و خون‌بار ماه‌های اخیر و محبوس شدن چهره‌های برجسته‌ی سیاسی کشور است. آیا وقتی که مردم هنوز نگران آشوب‌های اخیر هستند و هنوز اعتراض‌ها جدی و زنده هستند و هنگامی که دلسوزان کشور در زندان هستند، کشور به فروش خواهد رفت؟ باید صبر کرد و دید.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اسفندیار رحیم‌مشایی سرپرست نهاد کودتا شد

شنبه 28 شهریور 1388 11:46 ب.ظ

نویسنده : سبزک زاده

اسفندیار رحیم‌مشایی سرپرست نهاد کودتا شد

با حکم رئیس دولت کودتا اسفندیار رحیم مشایی به عنوان سرپرست نهاد ریاست جمهوری منصوب شد.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت کودتا، متن این حکم به این شرح است:

جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی

سلام علیکم

نظر به اهمیت امور مربوط به نهاد ریاست جمهوری و اعتمادی که به شما دارم، جنابعالی را با جفظ سمت به "سرپرستی نهاد " منصوب می نمایم. لازم می دانم که از زحمات و خدمات ارزشمند جناب آقای علی سعیدلو در طول دوره مسئولیت سرپرستی نهاد صمیمانه سپاسگزاری نمایم.

توفیقات جنابعالی را در سایه توجهات حضرت ولی عصر(عج) از درگاه ایزد سبحان مسئلت می کنم.

گفتنی است رئیس جمهور بخشهای مهمی از اختیارات معاون اول را به مشایی سپرد و اینک نیز با حکم جدید اختیارات معاون اجرایی را به وی سپرده است. نهاد ریاست جمهوری قبلا توسط معاون اجرایی رییس جمهور اداره می شد.

پیش از این برخی محافل سیاسی مشایی را عملا مرد شماره دوم دولت دانسته بودند و حتی برخی سیاسیون ، احمدی نژاد را تحت تاثیر کامل مشایی معرفی کرده بودند.

2:

به دلیل اعمال فشارهای کودتاچیان، آیت‌الله منتظری نماز عید فطر را اقامه نخواهند کرد

آیت الله منتظری به دلیل فشارهای وارده از سوی کودتاگران از اقامه نماز عید فطر باز ماند.



به گزارش پایگاه خبری آیت الله منتظری «پس از سالها برگزاری نماز عید فطر به امامت معظم له که به خاطر کثرت جمعیت و ضیق مکان نمازگزاران دچار مشکل می شدند، امسال به دلیل محدود بودن مکان، پلمب بودن حسینیه معظم له و شرایط سنی ایشان این نماز اقامه نخواهد شد. »

از هفته گذشته و پس از نامه شجاعانه و سرگشاده آیت‌الله منتظری خطاب به علما و مراجع، فشارها بر بیت ایشان افزایش یافته است. تا کنون سه نوه آیت‌الله منتظری و همسر یکی از نوه‌های ایشان بازداشت شده‌اند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

گفتگوی روزانه محسن سازگارا شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸

شنبه 28 شهریور 1388 03:46 ب.ظ

نویسنده : سبزک زاده

گفتگوی روزانه محسن سازگارا شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸


فایل صوتی کم حجم برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090919_Audio_wma.zip

فایل صوتی ام پی تری برای دانلود:
MP3 32kbps
Mohsen_Sazegara_20090919_Audio32_mp3.zip

فایل تصویری کم حجم 3gp برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090919_Video_3gp.zip


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سه نوه دیگر آیت الله منتظری به همراه همسرانشان بازداشت شدند

شنبه 28 شهریور 1388 03:45 ب.ظ

نویسنده : سبزک زاده

سه نوه دیگر آیت الله منتظری به همراه همسرانشان بازداشت شدند

بنا به یک گزارش دریافتی چهار روز پس از دستگیری سه نوه آیت الله العظمی منتظری دیروز ظهر حدود ساعت دوازده نیروهای امنیتی قم حامد، ناصر و هاجر منتظری سه نوه ی دیگر آیت الله العظمی منتظری به همراه مرضیه الهی نیا همسر حامد منتظری و سارا عزیزی همسر ناصر منتظری و همچنین لعیا ربانی دختر مرحوم آیت الله ربانی املشی، بتول مصطفوی منتظری عروس ایشان و محمد حسین ربانی و زهرا دوست محمدی نوه های ایشان، در راهپیمایی روز قدس دستگیر شدند.


دستگیری زمانی آغاز شد که یکی از مامورین زن هنگام بازداشت هاجر منتظری دست او را گاز گرفت. این افراد حدود ساعت یازده آزاد شدند و به گفته آقایان از زمان افطار تا زمان آزادی به انها آب داده نشده بود. لازم به تذکر است حجت الاسلام احمد منتظری داماد آیت الله ربانی املشی می باشد.

 

منبع: میزان پرس




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

صدای اسلام سبز 29 - سخنرانی آرش نراقی با عنوان «مراقبه و محاسبه»

شنبه 28 شهریور 1388 03:36 ب.ظ

نویسنده : سبزک زاده

صدای اسلام سبز 29 - سخنرانی آرش نراقی با عنوان «مراقبه و محاسبه»

همانطور که پیش‌تر هم گفته بودیم، برنامه داشتیم که در 30 روز ماه مبارک، 30 سخنرانی از نواندیشان دینی و متفکران غیر متحجر مذهبی را انتخاب کنیم و در دسترس کاربران قرار دهیم. تاکنون به لطف خدا توفیق یافته‌ایم که 28 مورد برگزیده از سخنرانی‌های چهره‌های مختلف اهل دین و دانش را منتشر کنیم و اینک نوبت روز بیست و نهم رسیده است که با یکی از سخنرانی‌های آرش نراقی در خدمت علاقه‌مندان هستیم.


سخنرانی‌هایی که تاکنون در بخش ویژه «صدای اسلام سبز» گذاشته شده و می‌توانید آن‏ها را گوش کنید، بدین ترتیب است:

1- سخنرانی دکتر علوی‌تبار با موضوع «آیا دین بدون فقه ممکن است؟» 

2- سخنرانی دکتر شریعتی با موضوع «نیایش» 

3- سخنرانی دکتر محسن کدیور با موضوع «سنن الهی» 

4- سخنرانی دکتر مجتهد شبستری با موضوع «حقوق بشر، حقوق خدا» 

5- سخنرانی آیت‌الله طالقانی با موضوع «آزادی در اسلام» 

6- دومین جلسه از تفسیر سوره حمد مرحوم امام خمینی 

7- سخنرانی مرحوم مطهری با عنوان «انسان و داشتن استقلال و آزادی» 

8- سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش با عنوان «مولانا و قرآن» 

9- سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان «حاجت بشر امروز به اخلاق» 

10- سخنرانی دکتر ناصر مهدوی با عنوان «اثر شب قدر»

11- سخنرانی دکتر محسن کدیور با عنوان «راز و نیاز»

12- سخنرانی احمد قابل با عنوان «نگاه علوی به قرآن»

13- سخنرانی عبدالعلی بازرگان با عنوان «رمضان از منظر عادت، عرفان، ادعیه و قرآن»

14- سه فراز از سخنان اخلاقی آیت‌الله امجد

15 - دو سخنرانی کوتاه از آقایان ماجد غروی و روح‌الله شفیعی

16- سخنان آیت‌الله علی‌محمد دستغیب درباره «تبعات ظلم»

17 - سخنرانی آرش نراقی با عنوان «موقعیت ایمانی انسان مدرن»

18- سخنرانی استاد علی طهماسبی با عنوان «ما و متن مقدس»

19- سخنرانی دکتر سلیمانی اردستانی با عنوان «جایگاه راستی و صداقت در دین و سیاست علوی»

20- سخنرانی حجت‌الاسلام کاملان با موضوع «مسئله‌ی نزول قرآن و وحی»

21- سخنرانی مرحوم آیت‌الله غروی درباره‌ی شب قدر

22- دو سخنرانی از مصطفی ملکیان و عبدالعلی بازرگان درباره‌ی شب قدر

23- سخنرانی حجت‌الاسلام مجید انصاری در مراسم شب بیست و سوم دارالزهرا

24- سخنرانی دکتر ثقفی با عنوان «رحمت خداوند، منت خداوند از طریق ایمان»

25- سخنرانی دکتر سروش با عنوان «محمد ابن عبدالله و جلال الدین رومی»

26- سخنرانی حجت‏الاسلام خلجی با عنوان «شرح دعای جوشن کبیر»

27- سخنرانی دکتر محسن کدیور با عنوان «تجدید ایمان در ماه رمضان»

28- سخنرانی دکتر عطاالله مهاجرانی با عنوان «ظلم از دیدگاه امام علی(ع)»

در بیست و نهمین روز از ماه مبارک و در آستانه عید سعید فطر، سخنرانی جدیدی از آرش نراقی، با عنوان "محاسبه و مراقبه" را انتخاب کرده‌ایم. این سخنرانی عرفانی به اثر عمل در انسان و محیط و نفی زندگی و پیروی کورکورانه پرداخته است.

کیفیت و حجم بالا

کیفیت و حجم پایین

دانلود سخنرانی "محاسبه و مراقبه"(کیفیت بالا)

دانلود سخنرانی "محاسبه و مراقبه"(کیفیت پایین)

2:

حسین نعیمی پور و مهدی شیرزاد بازداشت شدند

حسین نعیمی‌پور و مهدی شیرزاد از اعضای جوان جبهه مشارکت ایران اسلامی و از فرزندان دو تن از اعضای ارشد این حزب شب گذشته در منزل یکی از دوستانشان و بعد از مراسم افطار بازداشت شدند.


به گزارش موج سبز آزادی، این دو عضو جوان جبهه مشارکت و از فعالان ستاد موسوی، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدند و پس از آن نیز منزل مهدی شیرزاد مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفت. گفتنی است طی دو روز گذشته، جمعی از فعالان جوان ستاد موسوی و اعضای جوان فعلی یا سابق جبهه مشارکت همچون علی‌ پیرحسینلو، فاطمه ستوده، حسین نورانی نژاد و مهدی محمودیان نیز بازداشت شده بودند. هنوز از وضعیت هیچ یک از این عزیزان اطلاعی در دست نیست.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -